پیگیری و نظارت پس از درمان برای تومورهای T0-3، N1، M0 و T1-3، N0-1، M0
استفاده از جراحی برای کاهش خطر ابتلا به سرطان پستان
پیگیری پس از درمان بهصورت بهینه توسط اعضای تیم درمان انجام میشود که شامل انجام منظم معاینات و بررسی فیزیکی/ سابقه پزشکی هر ۴ تا ۶ ماه یکبار در ۵ سال اول پس از درمان اولیه و متعاقب آن، معاینات سالیانه میباشد. ماموگرافی باید سالانه انجام شود. در مورد تناوب دفعات ماموگرافی پس از جراحی حفظ پستان، و به دنبال پرتودرمانی، پنل NCCN با لیست توصیههای «انتخاب عاقلانه» ASTRO منتشر شده در سال ۲۰۱۴ موافق است. توصیهها بیان میکند که «ماموگرافی بهصورت سالانه، تناوب مناسب برای نظارت بر بیماران مبتلا به سرطان پستان است که تحت جراحی حفظ پستان و پرتودرمانی قرار گرفتهاند و هیچ مزیت واضحی برای تصویربرداری با فاصله زمانی کوتاهتر وجود ندارد. بیماران باید ۶ تا ۱۲ ماه پس از اتمام پرتودرمانی برای شروع نظارت ماموگرافی سالانه خود صبر کنند. البته یافتههای مشکوک در معاینه فیزیکی یا تصویربرداری نظارتی ممکن است فاصله زمانی بین ماموگرافیها را کوتاهتر کند.» پنل NCCN خاطرنشان میکند که هیچ تصویربرداری برای پستان بازسازیشده تجویز نشده است. طبق نظر پنل NCCN، در غیاب علائم و نشانههای بالینی که نشاندهنده عود بیماری باشد، تستهای آزمایشگاهی یا تصویربرداری جهت غربالگری متاستاز ضروری نیست. انجام روتین آزمایشهای فسفاتاز قلیایی و LFTها در دستورالعملها گنجانده نشده است. علاوه بر این، پنل NCCN خاطرنشان میکند که هیچ مدرکی در راستای استفاده از «مارکرهای توموری» برای سرطان پستان وجود ندارد و اسکن استخوان، سیتیاسکن، امآرآی، پتاسکن یا سونوگرافی روتین در بیمار بدون علامت توصیه نمیشود چراکه هیچ امتیازی برای افزایش زندهمانی یا تسکین بیماری عودکننده فراهم نمیکند.
استفاده از MRI پستان در پیگیری بیماران با سابقه سرطان پستان مشخص نیست. ممکن است در بیمارانی با خطر بالای مادرزادی (بیشتر از ۲۰٪ بر اساس مدلهایی که عمدتاً به سابقه خانوادگی وابسته هستند) برای ابتلا به سرطان پستان اولیه ثانوی، بهعنوان یک گزینه در نظر گرفته شود. گزارش شده است که میزان سرطان پستان مقابل جانبی پس از درمان حفظ پستان یا ماستکتومی در بیماران مبتلا به جهش BRCA1/2 در مقایسه با بیماران مبتلا به سرطان پستان اسپورادیک (موردی) افزایش یافته است.
پنل NCCN توصیه میکند که بیماران با رحم سالم که داروی تاموکسیفن کمکی مصرف میکنند، بایستی سالیانه زیر نظر پزشک زنان و زایمان قرار گرفته و هر گونه لکهبینی واژینال در آنها که ممکن است به دلیل خطر کارسینوم آندومتر مرتبط با تاموکسیفن در بیماران یائسه رخ دهد مورد ارزیابی سریع قرار گیرد. انجام بیوپسی آندومتر یا سونوگرافی روتین در زنان بدون علامت توصیه نمیشود. هیچ یک از این آزمایشها بهعنوان آزمایش غربالگری در هیچ جمعیتی از بیماران کاربردی ندارد. اکثر قریب به اتفاق بیماران مبتلا به کارسینوم آندومتر مرتبط با تاموکسیفن دارای لکهبینی واژینال زودهنگام هستند.
اگر مهارکننده آروماتاز کمکی در بیمارانی با آمنوره پس از درمان در نظر گرفته شود، اندازهگیری سطوح پایه استرادیول و به دنبال آن گنادوتروپین و نیز پایش مداوم این هورمونها باید در صورت شروع درمان هورمونی با مهارکننده آروماتاز انجام شود.
بیمارانی که تحت درمانهای اندوکرینی (هورمونی) کمکی هستند، اغلب نیاز به درمان گرگرفتگی و درمان افسردگی همزمان دارند. ونلافاکسین، یک مهارکننده بازجذب سروتونین-نوراپینفرین (SNRI) است که مورد مطالعه قرار گرفته و مداخله مؤثری در کاهش گرگرفتگی دارد.
پیگیری همچنین شامل ارزیابی پایبندی بیمار به رژیمهای دارویی در حال انجام مانند درمانهای هورمونی است. وجود عوارض جانبی مرتبط با دارو و درک ناقص بیمار از مزایای مرتبط با تجویز منظم دارو، پایبندی ضعیف به دارو را پیشبینی میکند. پنل NCCN اجرای استراتژیهای ساده برای افزایش پایبندی بیمار به درمان اندوکرینی را توصیه میکند، از جمله آنها پرسش مستقیم از بیمار در طول ویزیتهای مطب، و همچنین توضیحهای مختصر و واضح در مورد ارزش مصرف منظم دارو و اهمیت درمانی مدت زمان طولانیتر درمان اندوکرینی است. ادم لنفاوی عارضه شایعی پس از درمان سرطان پستان است. عوامل مرتبط با افزایش خطر ادم لنفاوی عبارتاند از میزان جراحی زیر بغل، پرتودرمانی زیر بغل، عفونت و چاقی بیمار. پنل NCCN آموزش بیماران در مورد ادم لنفاوی، نظارت بر ادم لنفاوی و ارجاع به پزشک را توصیه میکند. بسیاری از بیماران جوان تحت درمان برای سرطان پستان، وضعیت قبل از یائسگی پس از درمان سرطان پستان را بازمییابند. برای این بیماران، پنل NCCN استفاده از روشهای کنترل بارداری هورمونی را، صرفنظر از وضعیت تومور، منع میکند. روشهای جایگزین کنترل بارداری، از جمله دستگاههای داخل رحمی، روشهای سدکننده و برای کسانی که قصد بارداری در آینده را ندارند، بستن لوله یا وازکتومی برای همسر، توصیه میشود. شیردهی در طول درمان اندوکرینی یا شیمیدرمانی توسط پنل NCCN توصیه نمیشود زیرا خطراتی برای نوزاد دارد. شیردهی پس از درمان حفظ پستان برای سرطان پستان موردی ندارد. با این حال، شیردهی از پستان تابشدیده ممکن است امکانپذیر نباشد یا ممکن است فقط با ظرفیت کاهشیافته رخ دهد.
این گروه توصیه میکند که بیماران تحت درمان با مهارکنندههای آروماتاز کمکی یا کسانی که به دلیل درمان دچار نارسایی تخمدان ثانویه میشوند، باید در همان ابتدا تحت نظارت سلامت استخوان با تعیین تراکم مواد معدنی استخوان، و پس از آن بهصورت دورهای قرار گیرند. استفاده از استروژن، پروژسترون یا تعدیلکنندههای گیرنده استروژن انتخابی برای درمان پوکی استخوان یا استئوپنی در بیماران مبتلا به سرطان پستان توصیه نمیشود. استفاده از بیسفسفونات برای بهبود تراکم مواد معدنی استخوان بهطور کلی مداخلهی ترجیحی است. یک مطالعه فاز ۳، ABCSG12، با افزودن زولدرونیک اسید در بیماران پیشیائسه دریافتکننده درمانهای هورمونی با سرکوب تخمدان بهبود نتایج را نشان داد. استفاده از بیسفسفونات در چنین بیمارانی و در زیرگروههای دیگر همچنان بحثبرانگیز است. دنوزوماب نشان داده است که بهطور قابلتوجهی خطر شکستگی را در زنان یائسه دریافتکننده درمان کمکی مهارکنندههای آروماتاز کاهش میدهد و تراکم مواد معدنی استخوان را بهبود میبخشد.
مدت زمان بهینه درمان با بیسفسفونات مشخص نشده است. عواملی که باید برای مدت زمان درمان ضدپوکی استخوان در نظر گرفته شوند عبارتاند از سنجش تراکم مواد معدنی استخوان، پاسخ به درمان و عوامل خطر برای ادامه پوکی یا شکستگی استخوان. بیمارانی که با بیسفسفونات درمان میشوند باید قبل از شروع درمان تحت معاینهی دندانپزشکی پیشگیرانه قرار گیرند و باید مکمل کلسیم و ویتامین D مصرف کنند.
شواهد نشان میدهد که یک سبک زندگی سالم میتواند منجر به نتایج بهتر در درمان سرطان پستان شود. یک مطالعه موردی تودرتو از ۳۶۹ بیمار مبتلا به تومور ER مثبت که سرطان پستان اولیه دوم را ایجاد کردند در مقایسه با ۷۳۴ بیمار کنترل تطبیقدادهشده که سرطان اولیه دوم را ایجاد نکردند، ارتباطی بین چاقی، (شاخص توده بدنی [BMI] ≥۳۰)، سیگار کشیدن و مصرف الکل و سرطان پستان مقابل را نشان داد. یک مطالعه دیگر بر روی ۱۴۹۰ بیمار مبتلا به سرطان پستان در مراحل I-III، ارتباط معنیداری صرفنظر از چاقی، میان مصرف زیاد میوه و سبزیجات، فعالیت بدنی و بهبود زندهمانی را نشان داد. شواهدی در حال ظهور وجود دارد که نشان میدهد چاقی با برخی از زیرگروههای سرطانهای پستان با پیشآگهی ضعیفتر مرتبط است. در مطالعه یک گروه تغذیه، بیماران مبتلا به سرطان پستان در مراحل اولیه، بهصورت تصادفی به دو گروه مداخله و گروه کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله از هشت جلسه ملاقات با یک متخصص تغذیه و آموزش یک برنامه غذایی کمچرب استفاده کردند. تجزیه و تحلیل زندهمانی کلی (OS) تفاوت معنیداری بین دو گروه مطالعه نشان نداد (۱۷٪ برای گروه مداخله در مقابل ۱۳.۶٪ گروه کنترل)؛ با این حال، تجزیه و تحلیل زیرگروهها نشان داد که افرادی که دارای بیماری ER و PR منفی بودند و در گروه مداخله بودند، ۵۴٪ افزایش در زندهمانی کلی داشتند.
با توجه به گزارشهایی از فواید اثباتشده ورزش و سبک زندگی فعال در طول و بعد از درمان سرطان پستان، گروه NCCN، سبک زندگی فعال و وزن ایدهآل (BMI 20-25) را برای سلامت کلی و نتایج بهتر درمان سرطان پستان توصیه میکند.